بارگذاری

برای جستجو تایپ کنید

نگرش به زندگی

مشاوره فردی وبلاگ آجری

نگرش به زندگی

aramravan
اشتراک گذاری

نگرش به زندگی

نگرش به زندگی فیلتری ذهنی است که از ورای آن دنیا را تجربه می کنید. بعضی وقت ها از فیلتر خوشبینی مشاهده می کنید و بعضی دیگر به دنیا از ورای فیلتر بدبینی می نگرند(جف کلر،1996).

امروزه تحقيقات بسيار زيادي در ارتباط با نگرش مثبت روانشناسي مثبت نگر مي پرسد انسان چه مي توانست باشد. اين مكتب به تقويت كردن توانايي ها و شايستگي فرد توجه مي كند. و مي گويد افراد براي رشد و جلوگيري از بيماري بايد از توانايي هايی چون اميد، خوشبيني،مهارت،قابليت روان و……. برخوردار باشند.

از ديد روانشناسی مثبت نگر انسان با نگرش مثبت به خود می‌تواند به خود شكوفايی برسد و همچنين نگرش مثبت زماني به دست مي آيد كه خود به نيازهاي بيروني و دروني خود برسد كه همان منابع حمايت فردي مي باشند(هاجرز ،1963،به نقل از مارشال ريو).

با حمایت بیشتر از کودکانتان او را نسبت به زندگی (خوب) بسازید چه فرزندان شما انسان‌های شایسته و ممتاز شوند. و چه سربار جامعه 70درصد مساله مربوط به تربیت شماست و 30درصد آن بستگی به شانس دارد.

گاهی اوقات دست از کارهای روزمره ات بردار و ساعاتی را در کنار فرزندانت بگذران، دوست بچه هایتان باشید. نه تنها یک والد و یک رفیق برای فرزندانتان باشید. زمانیکه نیاز به دلداری دارند دستشان را بگیرید(پرمودا،وی.جی بترا،1996).

با توجه به دیدگاه محققین و دانشمندان علوم تربیتی و روانشناسی حمایت‌های عاطفی، رها ننمودن فرزندان به حال خود، شیوه های صحیح فرزند پروری و در مجموع حمایت‌های فردی والدین که اولین مربیان فرزندان هستند. تاثیر شگرفی در دیدگاه فرزندان و طرز نگرش آنها به زندگی دارد.

پرمودا،وی.جی بترا(1996)در جای دیگر گفته اند بهترین چیزی که ممکن است. صرف فرزندان خود بکنید وقت شماست، پدری که وظایف پسرش را به او یادآوری نکند. به اندازه او از وظایفش غفلت می کند مقصر است.

والدین هستند که ابتدا اندیشه های فرزندانشان را به طرق مختلفی شکل می دهند. اگر اندیشه ها هرطوریکه شکل بگیرند نگرش به زندگی نیز با توجه به اندیشه ها شکل خواهد گرفت.

نقش معنا در زندگی

معنا بخش بودن زندگی امری ذاتی برای زندگی محسوب می شود. در ذات زندگی معنا و هدفی نهفته است. که انسان به اجبار باید آن را کشف کند. معنا بخش بودن؛ یعنی اینکه بدانیم برای چه به دنیا آمده ایم و برای چه زندگی می کنیم. و بدانیم آمدن ما به این دنیا دارای هدف بوده. در زندگی هر کسی دلیلی وجود دارد که زندگی اش را دارای معنا و مفهوم نماید. مثلا کسی عشق به مال و ثروتش دارد. یکی دیگر دلخوش به فرزندانش هست و…

معنای زندگی از دیدگاه ویکتور فرانکل

ویکتور فرانکل بنیانگذار مکتب معنا درمانی(لوگوتراپی) و یکی از نظریه پردازان معروف اصالت وجودی معنا جویی را مهم ترین پدیده شخصیت انسان و ممیز او از حیوان می داند. از نظر فرانکل معنا و هدف یک تعهد و تکلیف اخلاقی است. بدون زندگی معنوی نمی توانیم مسئولیتهای زندگی خود را قبول نماییم و نمی توانیم با مسائل و مشکلات زندگی مبارزه کنیم. ودر نهایت انسان در زندگی باید به دنبال این باشد که چرا در این دنیا زندگی می کند.

فرانکل معنا خواهی را فطری انسان می داندو می گوید: معنا برای هر فرد منحصر به فرد است با کشف شدن معنا در وجود هر فرد معنا جویی او هم ارضا می شود و من ایمان دارم که انسان می تواند به خاطر آرمانها و ارزشهای فطری خود زنده بماندو حتی بمیرد و برای اثبات نظریه خود چنین می گوید: در فرانسه مطالعه ای انجام گردید و نشان داد که 89 درصد از افراد مورد مطالعه ایمان داشتند که انسان چیزی لازم دارد که به خاطر آن زندگی کند. و 61 درصد اظهار داشتند که در زندگی انها چیزی وجود دارد که حتی حاضرند به خاطرش بمیرند.

او همین مطالعه را در بین کارکنان و بیماران خود در شهر وین انجام داد. و اختلاف آن را با مطالعه قبلی 2 درصد یافت. به همین خاطر می گوید: «معنا خواهی و معنا جویی در زندگی حقیقت است نه وهم»( فرانکل، ترجمه معارفی،1380).

معنای زندگی از دیدگاه استیس و هاپ واکر

مراد از معنای زندگی از دیدگاه استیس و هاپ واکر همان هدف است. هاپ واکر می گوید: به نظر انسان امروز آزاد بودن و خود مدبر خویشتن بودن مهم تر است از اینکه آدمی معنا یا هدفی با شکوه برای زندگی داشته باشد. همچنین می گوید مقصود من از معنای زندگی آن است. که در زندگی هدفی داشته باشد و مراد او از هدف طراحی و یا دلایلی اساسی و ذاتی برای زندگی است. هاپ واکر معنای زندگی را امری ذاتی برای زندگی می داند. گویی در ذات زندگی به تبع ذات عالم هستی معنا یا هدفی نهفته است که انسان باید آن را کشف کند.

استیس می گوید:«اگر نظام امور بی هدف و بی معنا باشد، پس زندگی انسان نیز بی هدف و بی معنا خواهد بود». اینها به این نظر عقیده دارند که معنا داشتن هستی و جهان است که مجال معناداری را به زندگی می بخشد و اگر وجود معنا برای هستی ثابت شد ، وجود آن برای زندگی نیز اثبات شده است و معناداری نظام هستی را وابسته به خدا می دانند و چنین می اندیشند که اگر خداوند خالق عالم و بر کل جهان حاکم و ناظر باشد تدبیر امور عالم نیز به دست او ست و همه هستی را مطابق طرح و هدف خود آفریده و لذا همه پدیده ها به سوی آن هدف و تحت آن طرح و تدبیر روانند(پویا زاده،1382).

تست

پیام بگذارید

Your email address will not be published. Required fields are marked *